شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

در ماه‌های گذشته ایمیل‌هایی دریافت کرده‌ام که بر روی موضوع مالیات روی دارایی‌های تازه‌واردان متمرکز بوده است. در اینجا موردی که پرسش‌های جامع‌تر را مطرح کرده آورده‌ام: «من می‌خواهم در مورد قوانین کانادا راجع به انتقال پول از ایران به کانادا اطلاعاتی کسب کنم. آیا سایت یا رفرنسی در این مورد سراغ یا خودتان اطلاعاتی […]

مشاهده روزانه یا مطالعه در باره مهاجران تازه‌وارد سبب شد در یک سری مطلب خطاهای مرسوم این گروه از افراد را که بعضا در نوشته‌های دیگر از خودم یا سایر دوستان به‌ویژه آقای مختاری به آنها اشاره شده مرور کنم تا شاید تذکری باشد به دوستان تازه‌وارد تا از این موارد اجتناب کنند.   خطای […]

یکی از دغدغه‌های اکثر مهاجرات تازه‌وارد تهیه وسایل مورد نیاز زندگی اعم از وسایل منزل یا کالاهای مصرفی به اقتصادی‌ترین و مقرون به صرفه‌ترین قیمت است. برای کسانی‌که با اندوخته اندک وارد کانادا می‌شوند هیچ‌چیز بدتر از این نیست که بخواهند رقم بزرگی از آن را هم مثلا صرف وسایل خانه کنند به ویژه که […]

«کدام مناطق تورنتو برای زندگی بهتر هستند؟» پرسش بالا تا کنون بارها از من پرسیده شده است؛ خصوصا بعد از سلسله مباحث مربوط به زندگی در نورث‌یورک این پرسش را خیلی از دوستان از طریق ایمیل و کامنت مطرح کرده‌اند. در همین هفته‌ها هم دوست عزیزی در تورنتو لندد شدند و همین پرسش را مجدد […]

در این قسمت از مجموعه مطالب می‌خواهم به یکی از ایرادات عمیق‌تر کاندونشینی برای تازه‌واردان در منطقه North York که معمولا در مواجهه‌های اولیه کمتر به آن توجه می‌شود بپردازم و احتمالا در مطلب مرتبط بعدی، بحث را جمع کنم. در این نوبت در توجیه عدم توصیه به زندگی در این منطقه (که مهم‌ترین استدلال […]

همانطور که پیشتر اشاره کردم، دوستان زیادی خواستار کسب اطلاعات درباره هزینه‌های درمانی مربوط به دهان و دندان در شهرهای مختلف کانادا شده‌اند. نتیجه جستجو در مورد تورنتو و شهرهای اطراف در ادامه منعکس شده است. قبل از هر چیز باید توضیح داد که: نکته اول، محاسبه نرخ هزینه‌های دهان و دندان بر اساس دو […]

در مزایا و معایب زندگی در نورث‌یورک: قسمت سوم-همه‌چیز فدای کلاس!

در این قسمت از مجموعه مطالب می‌خواهم به یکی از ایرادات عمیق‌تر کاندونشینی برای تازه‌واردان در منطقه North York که معمولا در مواجهه‌های اولیه کمتر به آن توجه می‌شود بپردازم و احتمالا در مطلب مرتبط بعدی، بحث را جمع کنم.

در این نوبت در توجیه عدم توصیه به زندگی در این منطقه (که مهم‌ترین استدلال من برای متقاضیان است)، سراغ همان موردی می‌روم که دلیل اصلی انتخاب این مرحله است و در اشاره به محاسن این منطقه هم به آن پرداخته بودم یعنی «بالا بودن استانداردهای زندگی در کاندوهای این منطقه» و هزینه‌هایی که به همین دلیل بر دوش مستاجران می‌افتد. قبلا در مطلبی با عنوان «کاهش فاصله میان نرخ اجاره آپارتمان و کاندو در تورنتو» به ایرادی که هم اکنون می‌خواهم آن را تشریح کنم اشاره کوتاهی کرده بودم اما به نظرم الان فرصت خوبی‌ست تا این مورد را کاملا بشکافیم.

شما اگر به بهانه اقامت موقت یا در زمان انتخاب مکانی برای اسکان دائم نگاهی هم به کاندوهای این منطقه خصوصا موارد لوکس‌تر انداخته باشید و بعد هم سراغ آپارتمان‌های اجاره‌ای در مناطق دیگر و حتی نزدیک به این منطقه رفته باشید به احتمال زیاد زندگی در آپارتمان‌های اجاره‌ای را با اکراه خواهید پذیرفت. مخصوصا اگر در آپارتمان‌های شیک‌تری در مناطق بهتری از تهران زندگی کرده باشید و یا قبل از ورود به کانادا، مدتی را در دوبی یا مالزی زندگی نیمه-توریستی، نیمه مهاجر داشته بوده باشید. خوب! این روزها تعداد افرادی که با این مشخصات به کانادا می‌آیند کم نیست.

شما در فضای یک کاندوی یک یا دوخوابه در منطقه North York سیستم تهویه مطبوع، اجاق گاز (معمولا) خیلی شیک، ماشین لباس‌شویی و خشک‌کن به همراه دستگاه ظرف‌شوی برقی dishwasher، ماکرویو جاسازی شده در کابینت‌ها، شیرآلات استیل شیک‌تر، کابینت‌های شکیل دسته طلایی یا نقره‌ای یا… و مسائلی از این دست می‌بینید. البته این چند مورد آخر به میزان لوکس بودن کاندو بستگی دارد و در همه آپارتمان‌ها به یک کیفیت نیست اما کیفیت آنها با آپارتمان‌های اجاره‌ای که عموما بیش از ۴۰ سال از عمرشان می‌گذرد و همه وسایل در آن برای استفاده طراحی شده‌اند نه لزوما زیبایی، تفاوت می‌کنند.

در این آپارتمان‌ها از ماشین ظرف‌شویی خبری نیست و برای ماشین لباس‌شویی و خشک‌کن هم باید قدم رنجه کرده و به سالن ویژه این کار laundry room که برای همه ساکنان ساختمان مشترک است بروید. ماکرویو را هم خودتان باید تهیه کنید (احتمالا ارزان ترین مدل از Walmart) و کابینت‌ها هیچ جنبه زیبایی ندارند و تا حالا حداقل ۱۵-۲۰ بار رنگ شده‌اند تا بتوان آنها را به مستاجر  بعدی تحویل داد. همین وضع در مورد امکانات درون دست‌شویی و حمام هم هست، شیکی و لوکس بودن نسبی اولی در برابر کهنه اما کاربردی بودن. وقتی پایتان را از واحد خود بیرون بگذارید و امکانات ساختمان‌ها را با هم مقایسه کنید وضع به مراتب متمایزتر می‌شود. در آپارتمان اجاره‌ای عموما از اتاق ورزش یا استخر داخل ساختمان و سونا خبری نیست (البته ساختمان‌های اجاره‌ای دارای آنها هم هستند اما در کل این از مشخصات عمومی این ساختمان‌ها نیست) در حالی که چنین امکاناتی به اضافه برخی امکانات دیگر در کاندوهای جدیدساز از ضرورت‌هاست.

خوب، اگر شما بخواهید دچار این احساس بد نشوید که با مهاجرت به کانادا استانداردهای زندگی‌اتان افت کرده است چه می‌کنید؟ زندگی در کاندو یک انتخاب غیرقابل اجتناب و منطقه نورث یورک از این نظر یک انتخاب ویژه است. اما توصیه من چیست؟ با عرض معذرت از دوستان، من سخنانی چون «حفظ استانداردهای زندگی» را خیلی گول‌زننده و برای اکثریت قالب مهاجران نیروی متخصص، دروغین می‌دانم قبلا هم در این باره به تفصیل نوشته‌ام (می‌توانید جزییات را اینجا بخوانید) به علاوه معتقدم استانداردهای واقعی زندگی چیزهای دیگری‌ست که ما در ایران خیلی پیش از اینها آنها را از دست داده‌ایم و زندگی در آپارتمان‌های چنین و چنان هم مشکلی را حل نمی‌کند (بحثش بماند برای فرصتی دیگر) اما اگر خیلی در این مورد اصرار دارید حداقل با چشمان باز عمل کنید.

واقعیت این است که ایرانیان خصوصا خانم‌های ایرانی خیلی زود اسیر آن بخش از جاذبه‌های کاندوها می‌شوند که عملا برایشان به عذاب تبدیل می‌شود. مهم‌ترین هزینه‌ای که شما در بسیاری از کاندوها پرداخت می‌کنید «فقدان فضاست.» به دلیل افزایش قیمت زمین در دو دهه گذشته در شهرهای بزرگ و خصوصا در منطقه‌هایی نظیر North York برای اینکه رقم پایه واحدها خیلی بالا نرود (که البته به رغم این موضوع، باز هم خیلی بالا رفته است) مرتبا از فضای مفید واحدها کاسته شده است. به جرات می‌گویم که به صورت عمومی، یک کاندوی یک‌خوابه در این منطقه از یک بچلر یا استودیو در آپارتمان‌های اجاره‌ای کوچکتر است و بدتر اینکه تمام فضاهای مفید و سوراخ و سنبه‌های واحدهای کاندویی هم با چیزی پر شده است مثلا جایی که می‌توانست کمد لوازم بچه‌ها باشد الان شده محل قرار دادن ماشین لباس‌شویی و خشک‌کن. باید مدتی در این آپارتمان‌های خوش آب و رنگ زندگی کنید و بعد به یک آپارتمان اجاره‌ای هم‌رتبه (منظورم از نظر تعداد اتاق خواب است) بروید تا ببینید اختلاف فضاهای در دسترس چقدر زیاد است. و بعد این فضا با چه چیزی پر شده است؟ ماشین ظرف‌شویی خیلی شیک و مدرن است و به شما احساس استاندارد بالای زندگی می‌دهد اما یک خانواده تازه‌وارد در کانادا چقدر ظرف شستنی دارد که به چنین ماشینی نیاز داشته باشد؟ کدام مهمانی یا رفت و آمدی در کار است که ماشین ظرف‌شویی بخواهد؟ اگر هم باشد که عموما به دلیل فضای بسیار تنگ آپارتمان باید رفت سراغ فضاهای بیرونی و عملا باز ماشین شیک و مارک‌دار بلااستفاده می‌ماند. بگذریم که خیلی از ایرانی‌ها که مجبورند پول برق مصرفی در واحد را بپردازند به سرعت به این نتیجه می‌رسند که همان استفاده ماهی یک بار از ماشین ظرف‌شویی را هم تعطیل کنند و همه ظرف‌ها را با دست مبارک بشورند. این قصه به نوعی دیگر اما رقیق‌تر در مورد ماشین لباس‌شویی و خشک‌کن هم صادق است چون عموما میزان استفاده از آنها با فضایی که اشغال می‌کنند قابل مقایسه نیست اگرچه آنها خیلی کاربردی تر از ماشین ظرف‌شویی هستند.

همین کمبود فضا در مورد فضاهای جانبی هم صادق است یعنی کاندوها معمولا بالکن‌های خیلی کوچک‌تر و غیرقابل استفاده دارند؛ یا فضاهایی چون لاکر (کمدهای بزرگ یا فضاهای محصور در زیرزمین برای قرار دادن اشیا بدون استفاده بزرگ‌تر) را که صاحب‌خانه باید برایش هزینه بیشتری می‌داده یا جداگانه خریداری می‌کرده معمولا به مستاجر نمی‌دهد و خودش از آن استفاده می‌کند یا به کس دیگری اجاره می‌دهد و یا اصلا خریداری نمی‌کند در حالی‌که در آپارتمان‌های اجاره‌ای معمولا از همان فضای بالکن به عنوان یکی از فضاهای خیلی بزرگ برای انبار کردن وسایل اضافی استفاده می‌شود و بر اساس استانداردهای قدیمی ۴ دهه پیش، همه اتاق‌ها کمدهای خیلی بزرگ و جادار دیواری و چه بسا walking closet (کمد خیلی بزرگی معمولا در اتاق خواب دارای طبقه‌ها و فضاهای زیاد) دارند.

این معضل فضا وقتی جدی‌تر می‌شود که در نظر داشته باشیم بسیاری از ایرانیان تازه‌وارد که معمولا حداقل یک فرزند دارند برای کنترل هزینه‌ها، واحدهای یک‌خوابه اجاره می‌کنند و بدین تریتب در فضایی که از ابتدا برای یک زوج هم چندان جادار نبوده، یک بچه که نیاز به تحرک بیشتری هم دارد باید مرتبا به در و دیوار بخورد. این نکته را دستکم نگیرید چون زمستان‌های طولانی کانادا خصوصا برای تازه‌واردانی که احتمالا وسیله نقلیه مناسب ندارند و بعید است تا مدت‌ها کار تمام‌وقت هم داشته باشند توام با گذراندن زمان‌های طولانی در منزل است. فضاهای بسته فاقد تحرک که بنا بر همان عادات مربوط به حفظ استانداردها! با میز و مبل و این جور چیزها پر شده‌اند برای اعضا پراسترس و نگران خانواده و کودکانی که دلشان برای دوستان و اعضا فامیل در ایران تنگ شده حکم زندانی را پیدا می‌کند که در آن شیر آب گرانقیمت دست‌شویی یا دسته طلایی کابینت خیلی به چشم نخواهد آمد.

این درحالی‌ست که در بسیاری از آپارتمان‌های اجاره‌ای یک‌خوابه، فضای پذیرایی آن‌چنان جادار است که شما می‌توانید با اندکی ذوق و ابتکار و هزینه بسیار اندک (کمتر از ۴۰-۵۰ دلار)، یک اتاق کوچک برای فرزندتان درست کنید. من و همسرم در ایام اجاره‌نشینی چنین کردیم و به خوبی هم جواب گرفتیم. نکته جالب هم اینجا بود که این فضای اضافه شده به قدری خوب از کار درآمده بود که وقتی می‌خواستیم آپارتمان را ترک کنیم، مسئول معرفی آپارتمان به متقاضیان جدید با نشان دادن آن فضا برای واحدش تبلیغ هم می‌کرد و به آنها می‌گفت در واقع، یک واحد دوخوابه را با هزینه یک واحد یک خوابه اجاره می‌کنند!

شما فرض را بر این بگذارید که کاندوهای یک‌خوابه جدید در فضاهای داخلی حداقل چیزی حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از مشابه‌های آنها در آپارتمان‌های اجاره‌ای کوچکتر هستند (من تا ۵۰ درصد کوچکتر هم دیده‌ام) و اگر به این مقایسه، فضاهای تکمیلی و کاربردی را هم اضافه کنیم که اوضاع بدتر می‌شود پس وقتی در حال محاسبه اختلاف حداقل ۲۰۰-۳۰۰ دلاری بین اجاره کاندو با آپارتمان هستید در نظر داشته باشید که این اختلاف به ارزش واقعی و بر اساس فضای مفید در اختیار، خیلی بیشتر است. البته کاندوهای بزرگ‌تر هم موجود هستند و شما می‌توانید سراغ واحدهای با تعداد خواب بیشتر هم بروید اما طبیعی‌ست که قیمت اجاره آنها هم به همین نسبت بالاتر می‌رود و مثلا اگر قرار است شما بالای ۲۰۰۰ دلار اجاره بدهید شاید گوشه‌چشمی به تاون‌هاوس‌های اجاره‌ای منطقی‌تر باشد که از حوصله این بحث خارج است.

در کنار اینها یک بحث کوچک هم می‌ماند و آن چشم‌انداز است. من در مطلب قبلی به این موضوع در قالب معرفی حال و هوای این منطقه اشاره کرده بودم اما واقعیت این است که این منطقه روز به روز بیشتر در حال فشرده‌تر شدن است. شما امروز در واحدی قرار می گیرید که به نظر می‌رسد چشم‌انداز چندان بدی ندارد اما ۳ ماه دیگر می‌بینید که دو تا چرثقیل بزرگ و تعداد زیادی بیل مکانیکی در حال کار در فضایی هستند که شما فکر می‌کردید فضای سبز است و کمتر از ۶ ماه دیگر یک برج ۴۰-۵۰ طبقه درست جلوی چشم‌انداز شما سبز می‌شود و تا مدت‌ها هم به همین شکل در حال آماده‌سازی و ساخت و ساز باقی می‌ماند. کافی‌ست به طرح‌های در دست ساخت یا طراحی کمپانی‌های بزرگ کاندوسازی در این منطقه در ۵ سال آینده نگاه کنید تا دریابید چه جنگلی از ساختمان در این ناحیه در حال شکل‌گیری‌ست مگر اینکه حباب مسکن که خیلی‌ها مدتی‌ست از ترکیدن آن اظهار نگرانی می‌کنند آسیبی ببیند که در این صورت قبل از همه پروژه‌های کاندوسازی به حال خود رها خواهند شد.

در یک جمع‌بندی سریع باید متذکر شد که اگر برای شما فضای تحرک خصوصا برای فرزندتان اهمیت بیشتری نسبت به میزان وسایل درون آپارتمان و شیکی ظاهری آنها دارد حتما در زمان تهیه مکانی برای اقامت دائم، به آپارتمان‌های اجاره‌ای هم سری بزنید و مجموعه فضاها را در هر دو مکان با هم مقایسه کنید.

در نوبت بعد که امیدوارم آخرین مورد از این مجموعه باشد به موضوع مدارس و تحصیل بچه‌ها می‌پردازم.

۲۰ دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

  1. یا سلام خدمت دوست عزیز جناب بسطامی
    ممنونم از صحبت ها و حقیقت هایی که بازگو میکنید و برای من و امثال من به عنوان نیروی متخصص و سرمایه بسیار محدود واقعا تجربه طلایی و ارزشمندی است
    فقط خواستم بگم ایران کشور بسیار ثروتمندی است و اینقدر فاصله طبقاتی زیاد شده که واقعا برای خیلی ها این جور مسایل خیلی پیش پا افتادس و برای من یک دغدغه اساسی
    ولی من میگم همه اینها با کمی تامل و فکر و تصمیم درست حل شدنی است و مهمترین مسئله زیان انگلیسی و حتی زبان فرانسه هستش که تا کلید ارتباط برقرار کردن رو بلد نباشی همه این مسائل کشکه و تمام مهاجرین عزیز (با خودمم هستم) چه سرمایه گذار و چه نیروی متخصص دست از پا درازتر، سرمای هوا،گرانی و خیلی چیز های دیگه رو بهانه میکنن و به ایران برمیگردن.

    • Mehrdad.A می‌گه:

      مسعود عزیر، من هم با دیدگاه شما کاملا موافقم.

    • حسن می‌گه:

      مسعود جان . کسی که از طریق سرمایه گذاری میاد اونجا هم در ایران از استاندارد بالای زندگی برخورداره هم در اونجا استاندار بالای زندگی تجربه میکنه .

      • حسن عزیز
        من کاملا با شما موافق هستم بحث من بر سر شروع نوع زندگی و برخورداری از قابلیت های یک زندگی با استاندارد های بالا نیست بحث من بر سر نگه داشتن این استاندارد بالا و ادامه این نوع زندگی است.

    • مجید بسطامی می‌گه:

      واقعا ایران کشور ثروتمندی است؟ تا ثروت را چه تعریف کنیم؟
      در مورد زبان نکته درستی بیان کرده‌اید و من قبلا در همین بلاگ به تفصیل درباره پارامترهای مهم صحبت کرده‌ام که در راس آنها، مهارت‌های زبانی، مهارت‌های شغلی، اعتماد به نفس، صبر و پایداری، برنامه‌ریزی و مدیریت هزینه‌هاست. عامل شانس هم که همیشه مهم است و خواجه شیراز می‌گوید: «راه‌رو گر صد هنر دارد، توکل بایدش»
      در مورد آن نکته که فرموده‌اید عده‌ای به بهانه‌های مختلف بازمی‌گردند به نظرم اگر افراد ظرف ۶ ماه اول بازگردند خیلی به خودشان و خانواده‌اشان لطف کرده‌اند. مشکل اصلی برای کسانی‌ست که می‌مانند اما زندگی نمی‌کنند.

      • به نظر من ایران واقعا ثروتمنده ولیکن این ثروت در کجا و به چه صورت هزینه میشه و درآمد زایی این مملکت در چه راهی مصرف میشه خودش جای کلی بحث داره که نمیخوام وارد این بحث بشم ولی ایران نفت،گاز،معادن مختلف،صنعت شیلات و قابلیت بسیار بالایی در جهت صنعت توریسم داره ولی متاسفانه …
        یک کشور چی باید داشته باشه که ایران نداره؟؟؟؟؟ پس آدم هایی هستند البته آدم های خیلی خاص که از این ثروت خاص دارن نهایت استفاده رو به طرق مختلف میکنند

  2. حسن می‌گه:

    با درود جناب بسطامی . با تشکر از مطالبتان.
    حقیقتا مهاجری که از طریق اسکیل ورکر با یه سرمایه ناچیز میاد اونجا و حداقل یکسال هم طول میکشه که با محیط و گویش زبان اشنا بشه و بخواد کار بگیره. زندگی کردن با حداقلها هنر میخواد. لطفا اگر ممکن در مقاله ای به زندگی کردن با حداقلها برای تازه واردین خصوصا مجردها توضیحاتی ارائه نمایید
    مرسی

    • مجید بسطامی می‌گه:

      در مجموعه مطالب «قیمت مرغ در کانادا چند است؟» که تا کنون سه قسمت آن روی سایت کنپارس آمده و درباره محاسبه هزینه‌های زندگی‌ست به این موضوع هم پرداخته‌ام اما باید توجه کرد که مدیریت هزینه‌ها با مصرف حداقلی تفاوت دارد. گاهی سراغ حداقل‌ها رفتن هزینه های بیشتری را در درازمدت به شما تحمیل می‌کند. در این باره در آینده خواهم گفت.

  3. فاطمه می‌گه:

    با سلام
    بسیار بسیار از شما سپاسگزارم.مطالبی که مینویسید خیلی مفید هستند، به خصوص مسائل مربوط به ادامه تحصیل و همین طور اجاره منزل. امیدوارم موفق و سربلند باشید.

  4. آنی می‌گه:

    سلام
    سپاس از ادامه ی مطلب…
    من خیلی منتظر مطالب شما هستم ولی متاسفانه دیر به دیر مینویسید…
    لطفا در مورد تحصیل و مدارس بچه ها مفصل بنویسید و کاش زودتر! :)))
    ممنون

  5. reza می‌گه:

    سلام و سپاس ازلطف بیدریغتون میخواستم بدونم هزینه یک سال زندگی متوسط برای خانواده سه نفری با یک بچه دبستانی که بصورت نیروی کار ماهر اومده چقدره؟

    • مجید بسطامی می‌گه:

      در ادامه مباحث مربوط به مدیریت هزینه‌ها در کانادا به این بحث خواهیم رسید. شما عجالتا بگیرید بین ۲۸۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار بسته به وضعیت زندگی.

  6. احمد می‌گه:

    سلام دوستان قبل از هر چیزی بیان مطالب دوست خوبمان مجید خان بسطامی است که سعی میکند یه جورایی حقایق را به تصویر بکشه تا خوانندگان بتوانند با شرایط خودشان تصمیم به انتخاب شوند ؛ این زحمت قابل تقدیر است اما در مورد اظهار نظر بعضی دوستانم بدانیم در ایران بسان خیلی از جاهای دنیا افرادی شاید زندگی میکنند که به ظاهر سرمایه گذار دیده میشوند اما هم انتظاراتشان و هم روش زندگی اشان بسیار ساده تر از آنچه که بنظر میآید زندگی میکنند خلاصه آنکه دوستمان آقای بسطامی بزبان بی زبانی میگویند به مسائلی توجه کنیم که مبتواند باعث پیشرفتمان شود نه آنکه زرق و برق داشته باشد اما باعث شود که گام به جلو بر نداریم و من با این سیستم موافقم . ضمنأ امبدوارم آقای بسطامی کمی وقتشان آزاد شود تا به بررسی بعضی مسائلی که قبلأ در موردشان صحبت کرده بودیم و ناتمام مانده بود . بهر جهت نوع نگاه به این مسائل بسیار خوب است امید تا خستگی بسراغت نیاید رفیق .

    • مجید بسطامی می‌گه:

      با تشکر از احمد آقا، من مدتی‌ست که تصمیم دارم در باره آن موضوعات مطالبی را به صورت پیوسته منتشر کنم چون پرسش‌های مشابه زیادی دریافت می‌کنم. تا چه زمانی فرصت کنم.

  7. اناهیتا می‌گه:

    جناب بسطامی متشکرم از توضیحات خوبتون

    با خواندن مطالبتون با ذهنی اماده تر میتونیم مهاجرت کنیم و مشکلات ملموس تر خواهد شد
    راستش یه مطلبی هست که مدتهاست ذهن منو درگیر کرده البته ببخشید اینجا مطرح میکنم ولی ظاهرا برای حل مشکلم جز این چاره ای نداشتم

    استفاده از سرویس بهداشتی در کانادا با ایران متفاوت هست و از اونجایی که خانمها تا حد بیشتری روی مسائل بهداشتی حساسیت دارند استفاده از سرویس بهداشتی فرنگی که قبلا کسی استفاده کرده از نظر ما خانمها غیر بهداشتی و غیر قابل استفاده هست
    با این توضیحاتی که من خوندم فکر میکنم استفاده از سرویس بهداشتی که ۲۰ سال کار کرده کاملاغیر ممکنه
    میخوام بدونم ایرانیها تدبیری برای این کار اندیشیدن یا اصلا راهی وجود داره یا خیر
    متشکرم و بازم معذرت میخوام بابت عنوان این مطلب در اینجا

    • مجید بسطامی می‌گه:

      به نظرم نقد دوستان قبل از اینکه به مسائل بهداشتی مربوط باشد به تفاوت‌های فرهنگی و عادتی مربوط است. این سرویس‌ها هم چیزی هستند نظیر سایر وسائل که با رعایت نکات بهداشتی قابل استفاده هستند و اتفاقا در طول زمان آنها را بسیار راحت‌تر و مفیدتر از نمونه‌های ایرانی خواهید یافت. در مورد استفاده از آنها در مکان‌های عمومی نکاتی وجود دارد که شاید بعدا به آنها بپردازم اما در محیط زندگی، اگر وضع آنها خوب نباشد و خیلی کهنه باشند در زمانی که می خواهید جایی را اجاره کنید، مدیریت ساختمان آنها را تعویض می‌کند و اگر نکرد خود شما می‌توانید بخواهید که چنین کند. اگر هم به منزل نو تشریف بردید می‌توانید همه آنها را تعویض کنید که خیالتان راحت باشد اما نکته مهم این است که این وسائل باید خیلی دقیق و مداوم نظافت شوند تا آلودگی پدید نیاورند.

  8. سلام می‌گه:

    سلام من تصمیم دارم به کانادا برگردم اما خودم خیلیdown town رو دوست دارم برای زندگی میخواستم نظرتون رو راجع به زندگی در down town بدونم آیا زندگی در north york برای کسی که وسیله نقلیه نداره و تنها میخواد زندگی کنه عاقلانه است ؟

    • مجید بسطامی می‌گه:

      توضیح معایب و مزایای زندگی در داون‌تاون در چند جمله امکان‌پذیر نیست. در آینده در این باره بیشتر می‌گویم. در مورد نورث یورک هم مشکل خاصی نیست. فقط بهتر است قبل از تصمیم به اقامت، فهرستی از همه هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم زندگی در آن منطقه را از طریق مشاوره با ساکنین فعلی این منطقه گردآوری کنید و با چند منطقه دیگر مقایسه کنید.

  9. رضا می‌گه:

    با سلام خدمت شما من از طریق سرمایه گذاری کبک منتظر csq هستم ایا میتوان در جایی غیر از کبک زندگی کرد من یک دختره دیپلمه ویک دختره ۱۰ ساله دارم دانشگاه و تحصیلات دختره ۱۰ سالهام رایگان است یا خیر با سپاس

دیدگاه خود را به ما بگویید.